![]() |
![]() |
|
|
من... یک مرد ناتمام، سوء تفاهم نشود!!! محکومم، محکوم به سرکشی. خشکیده ریشه افکارم از ریشه و بن، و کوچه سردتر از دیروز. می دانی؟ زنگ خانه ما در ندارد! نترس، نگهبانی نیست، اگرچه سایه ای از آن در حیاط می درخشد. درخت بلوط، یادگاری اش را من نوشته ام: «محکوم همیشه محکوم است!» اتاق من در دارد اما دستگیره...! تا دیروز کتابهایم را در کتابخانه می چیدم، و عینک، چشمانم را با تردید نگاه می کرد. کو گوش شنوا! هر چند خاطراتم، نه در دارد، نه زنگ و نه دستگیره. دیگر دیر شده است، خیال این را می گوید! |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 26 اسفند1386ساعت 11:26 AM توسط پو یا |
|
|
عاقبت یک روز، در جستجوی آینده می روم. سرشار از پرسشی که سلام را در دهان دوخته. در امتداد نامفهومی خطوط می دوم. سراب... آشنایی از عطش فرتوت، چند قدم مانده است، این صدا نفس ندارد. تفکر... تحول...! درونم از تعجب سیراب. و آغاز برای شناخت خویشتن، آغازی دگر است. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 26 اسفند1386ساعت 11:21 AM توسط پو یا |
|
|
فراق یا فراغ؛ چه فرقی می کند؟ شک آغاز گمراهیست. و من فروخفته در لجن زار خاطره ها. که آید، ماند و رود؛ خاموش. نگاهی در کار نیست؛ خوابِ خواب. ماندگار در وجود من، و البته شاید تو. باز چه تفاوتی هست؟ ورقه ها بالا، وقت تمام است.
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 21 مهر1386ساعت 4:4 AM توسط پو یا |
|
|
1. زمان های سخت هیچگاه دوام نمی آورند، ولی انسان های سخت و محکم چرا.2. اغلب افراد به همان اندازه احساس خوشبختی می کنند که تصمیم گرفته اند خوشبخت باشند.3. فرود از کوه بسیار آسان تر از صعود آن است اما زیباترین چشم اندازها را تنها از فراز قله من توان دید.4. اشکال کار ما این است که همیشه انسان های موفق را به خاطر پیروزی هایشان به خاطر می آوریم، نهشکست هایشان قبل از رسیدن به پیروزی. 5. بزرگترین آزمایش شجاعت، تحمل شکست بدون از دست دادن روحیه است.6. وقتی کسی گمان کرد دیگر احتیاجی به پیشرفت ندارد، باید تابوت خود را آماده کند.7. هر گاه کاری را خواستید برای اولین بار انجام دهید، به این فکر نکنید که سابقه نداشته کسی این کار راانجام دهد، سعی کنید خودتان سابقه را ایجاد کنید. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1 مهر1386ساعت 1:5 PM توسط پو یا |
|
|
هنگامی که ناسا برنامۀ فرستادن فضانوردان به فضا را آغاز کرد، با مشکل کوچکی رو به رو شد؛ خودکارهای موجود در فضا، بدون جاذبه کار نمی کردند. در واقع جوهر خودکار پایین نمی آمد و روی سطح کاغذ نمی ریخت. ناسا برای حل مشکل شرکت مشاورین اندرسون را انتخاب کرد. تحقیقات با صرف 12 میلیون دلار، برای بیش از یک دهه به طول انجامید. در نهایت خودکاری طراحی کردند که در محیط بدون جاذبه کار می کرد؛ زیر آب و روی کریستال می نوشت؛ در دمای زیر صفر تا 300 درجه کار می کرد و... روس ها راه حل ساده تری داشتند، آنها از مداد استفاده کردند!!! ***** در یک روز سرد بهاری، حلزونی از درخت گیلاسی بالا می رفت. پرندگانی که روی درخت مجاور نشسته بودند، او را به تمسخر گرفتند. یکی از آنها بلند گفت: آهای هالوی زبان بسته، کجا داری می ری؟ دیگری جیغ زد: ببینم، چرا از اون درخت بالا می ری؟ و بعد همۀ پرندگان در حالی که توی حرف هم می دویدند، یک صدا گفتند: روی اون درخت خبری از گیلاس نیست! حلزون آرام پاسخ داد: زمانی که اون بالا برسم، چندتایی گیلاس پیدا می شه! |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1 مهر1386ساعت 1:2 PM توسط پو یا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
من پو یا
فعلا 19 ساله یه معماره خوب در آینده |
| نوشته های پیشین |
|
اسفند 1386 مهر 1386 شهریور 1386 |
| پیوندها |
|
آنتونی رابینز پیمان دانیال احمد شاملو فاطمه یه سایت پر از عکس |
|
RSS
|