![]() |
![]() |
|
|
تعطیلی، زودتر از زمان بالهای فرشته ات آمادۀ پرواز است دوباره نگاه کن، عمق راه در یک نگاه پیداست دلواپسی بر شیشۀ پنجره می بارد امیدواری و ترس، هر دو از یک واژۀ ناهمگون مـّ مـّ مّـ من؛ این لکنت زبان نیست این همان است که می دانی!!!!!!! |
|
+ نوشته شده در
شنبه 31 شهریور1386ساعت 6:50 AM توسط پو یا |
|
|
آی برگا، اگر نباشید درخت ها زیبا نیستند. پس این اکسیژن از کجا بیاد؟! همینجوریشم از این همه دود و دم داریم خفه می شیم؛ تو رو خدا، شما دیگه گلومونو فشار ندین. اگه نباشید، جیرجیرکه شب می یاد کنار پنجرۀ اتاقم؛ اونقدر جیرجیر می کنه تا من خوابم نبره. آی برگا، این رفته گره حوصله اش سر میره؛ آخه اون موقع، دیگه برگی رو پیاده رو نمی مونه که جاروش بزنه. من همیشه با نگاه کردن رقص سایۀ برگا روی دیوار اتاقم می خوابم؛ حالا اگه نباشین، من چی کار کنم؟! یه کم به فکر درختا باشین؛ بهانه دست این کارخونه ها ندین؛ اگه نباشین می یان همۀ درختا رو می برنا! دیگه پاییز صدای خش خش نمی ده؛ اونوقت فرق بهارو پاییز چی می شه؟! آی برگا، اینو بدونین، اگه نباشین درختا زیبا نیستنا!!!
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 29 شهریور1386ساعت 7:14 AM توسط پو یا |
|
|
پاروی قایقم شکسته، خیلی تنهام، یه همسفر می خوام. ...آهاااای، کسی صدامو نمی شنوه ه ه؟! یه همسفر می خوااااام! رودخونه موجی نداره؛ این قایق منه که پرتلاطمش کرده. ...صدایی نمی یااااد! خیلی تشنمه. آب رودخونه گلی شده؛ قایقم کثیفش کرده. ...کسی اینجا هههست؟! فقط ماهی ها صدامو می شنون ولی پیشم نمی یان؛از قایقم می ترسن. ...چرا کسی این اطراف نیییست؟! تق... تق...! اِی وااای! قایقم سوراخ شده. دارم غرق می شم. ...کمک ...کمک...!
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 27 شهریور1386ساعت 7:9 AM توسط پو یا |
|
|
می بینید. اونو برمیدارینو با فاصله کم جلوی چشماتون می گیرینو بهش نگاه می کنین. هم دنیا رو خوب نمی بینید هم سنگ رو. یه کم که سنگ رو از خودتون دور می کنید همه چیز واضه میشه تازه می تونین سنگ رو با جزئیات ببینین. سنگ رو می ذارین رو زمین. می بینین همون سنگی که دنیاتونو تار کرده بود الان زیره پاتونه. از رو سنگ راه میرینو از جاده عبور می کنین. یادتون باشه اون سنگ مشکلاته و اون جاده جاده زندگی. پس به مشکلات از نزدیک نگاه نکنیم تا دنیامونو تیره و تار نکنه. یادتون نره ها!!!
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 22 شهریور1386ساعت 8:31 AM توسط پو یا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
من پو یا
فعلا 19 ساله یه معماره خوب در آینده |
| نوشته های پیشین |
|
اسفند 1386 مهر 1386 شهریور 1386 |
| پیوندها |
|
آنتونی رابینز پیمان دانیال احمد شاملو فاطمه یه سایت پر از عکس |
|
RSS
|