![]() |
![]() |
|
|
عاقبت یک روز، در جستجوی آینده می روم. سرشار از پرسشی که سلام را در دهان دوخته. در امتداد نامفهومی خطوط می دوم. سراب... آشنایی از عطش فرتوت، چند قدم مانده است، این صدا نفس ندارد. تفکر... تحول...! درونم از تعجب سیراب. و آغاز برای شناخت خویشتن، آغازی دگر است. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 26 اسفند1386ساعت 11:21 AM توسط پو یا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
من پو یا
فعلا 19 ساله یه معماره خوب در آینده |
| نوشته های پیشین |
|
اسفند 1386 مهر 1386 شهریور 1386 |
| پیوندها |
|
آنتونی رابینز پیمان دانیال احمد شاملو فاطمه یه سایت پر از عکس |
|
RSS
|